بعد از رحلت پیامبراسلام؟ص؟، نخستین تجربهٔ تعیین جانشین بر پایهٔ انتخاب و نه نصّ دینی شکل گرفت ولی با مخالفتها و چالشهای جدی روبهرو شد و برای استواری آن به پشتوانههای متنوع اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی قریش نیاز داشت. در این میان، یکی از بطون اثرگذار قریش، «بنوزهرة بن کلاب» بود که در روند شکلگیری و تثبیت، نقشی چشمگیر داشت. پژوهش پیش رو با رویکردی توصیفی _تحلیلی و با تکیه بر منابع تاریخی و حدیثی فریقین، به واکاوی ابعاد گوناگون نقشآفرینی این قبیله در فرایند شکلگیری و تثبیت خلافت خلفای نخستین میپردازد و تلاش دارد جایگاه سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی آنان را روشن سازد. نتایج پژوهش نشان میدهد که بنوزهره با وجود شمار اندک، نقشی مؤثر در تحولات خلافتهای نخستین برعهده داشت. در خلافت ابوبکر، شخصیتهایی چون عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابیوقاص با نفوذ خود در سقیفه به تثبیت مشروعیت او کمک کردند. بنوزهره در دورهٔ عمر،علاوه براینکه به اوج قدرت رسیدند، هم در فرماندهی سپاه و فتوحات و هم در ادارهٔ دیوان و بیتالمال نقشی برجسته یافتند. در عصر عثمان، جایگاه ویژهٔ آنان در شورای ششنفره و نقش تعیینکنندهٔ عبدالرحمن در انتخاب عثمان به خلافت، نقطهٔ عطفی در نفوذ سیاسی بنوزهره بود؛ هرچند بعدها به مخالفان او پیوستند. در خلافت امیرالمؤمنین؟ع؟، مواضع این قبیله دوگانه شد؛ بخشی در صف یاران و بخشی در صف مخالفان حضرت قرار گرفتند. این مقایسه نشان میدهد بنوزهره نقشی محوری در مشروعیتسازی و تحولات سیاسی صدر اسلام داشتندهاند.