<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>امامت پژوهی</title>
    <link>https://jep.emamat.ir/</link>
    <description>امامت پژوهی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 10 Dec 2024 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 10 Dec 2024 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>فهم انصار از حدیث غدیر و دلیل تشکیل سقیفه توسط آنان ناظر به شبهات سلیمان الخراشی</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_213701.html</link>
      <description>بر اساس باور شیعیان، رسول خدا (ص) در غدیر خم امیرمؤمنان (ع) را به جانشنی بلافصل خود معرفی کرده است؛ اما دیگر مذاهب اسلامی مدعی‌اند که در غدیر تنها از لزوم دوست داشتن آن حضرت سخن گفته شده است. آن‌ها برای اثبات این برداشت از غدیر، شبهات و سؤالاتی را به صورت گسترده مطرح کرده‌اند. &amp;amp;laquo;سلیمان الخراشی&amp;amp;raquo; یکی از نویسندگان معاصر سلفی است که در این موضوع شبهه‌پراکنی کرده‌ است؛ از جمله این‌که &amp;amp;laquo;حضور انصار در سقیفه، دلیل بر این است که آنان از حدیث غدیر، امامت و خلافت برداشت نکرده‌اند؛ بنابراین در سقیفۀ بنی‌ساعده حاضر شدند و حکومت را به ابوبکر واگذار کردند. آنان مدعی‌اند که شیعیان در قبال انصار رفتار دوگانه دارند؛ گاهی انصار را به دلیل تشکیل سقیفه مرتد می‌دانند، اما همان‌ها را به خاطر شرکت در جنگ جمل و صفین ستایش می‌کنند.&amp;amp;raquo; این نوشتار با هدف پاسخ‌گویی به این شبهه، به این سؤال پاسخ خواهد داد که: آیا انصار از غدیر، ولایت و جانشینی فهمیده بود یا دوستی و محبت؟ همچنین به انگیزه‌های حضور انصار در سقیفه و نیز شرکت آنان در جنگ جمل و صفین خواهد پرداخت. در نگارش این مقاله که با روش توصیفی ـ تحلیلی و با مراجعه به منابع کتابخانه‌ای اهل‌سنت انجام پذیرفته است، به این نتیجه رسیده‌ایم که: 1. حضور گستردۀ انصار در جنگ جمل و صفین، لوازم و عواقب زیادی برای باورهای مخالفان شیعه دارد؛ از جمله: عدالت و بهشتی بودن همۀ صحابه، مرجعیت دینی، سیاسی و علمی را زیر سؤال می‌برد؛ 2. انصار برای در امان ماندن از ظلم‌های قریش پیش‌دستی کردند و در سقیفه جمع شدند؛ 3. انصار همان برداشت شیعه از حدیث غدیر را داشته‌اند؛ 4. امیرمؤمنان (ع) میزان حق و باطل است و شیعیان، صحابه را با همین میزان می‌سنجند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد انتساب افضلیت شیخین بر امیرالمؤمنین علیه السلام به آن حضرت</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_213703.html</link>
      <description>افضلیت امیرالمؤمنین 7 بر سایر صحابۀ پیامبر خدا 6 حقیقتی است که با بررسی آیات و روایات قابل اثبات بوده و بر افراد منصف پوشیده نیست. اگر هیچ دلیل دیگری بر امامت آن حضرت نبود، همین افضلیت، جهت اثبات أحقّیت آن حضرت در امامت و بطلان خلافت دیگران کافی بود. با این حال، برخی روایات پرتکرار در منابع اهل‌سنت، حاکی است که آن حضرت، شیخین را از خود برتر و افضل دانسته است. این نوشتار، به دنبال کشف صحت و سقم این دسته از روایات بوده و این‌که آیا قبول چنین روایاتی ممکن است؟ این مقاله با بررسی منصفانه و روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر منابع معتبر، نشان می&amp;amp;shy;دهد که به دلایل گوناگون از جمله تعارض با سنت نبوی و علوی، ضعف راویان و...، این روایات فاقد اصالتند و هرگز قابل استناد نیستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فقه الحدیثی روایات «نحن والله اسماء الله الحسنی»</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_213704.html</link>
      <description>خداوند متعال در آیۀ 180 سورۀ مبارکۀ &amp;amp;laquo;أعراف&amp;amp;raquo; خود را دارای اسماء حسنی معرفی کرده و بندگان را ناگزیر از خواندن و عبادت از طریق آن‌ها کرده است. روایاتی نیز به این نکته اشاره دارند که اهل‌بیت (عم) خود را اسماء حسنای الهی معرفی کرده‌اند. در این نوشتار در صدد تبیین مفهوم روایات به روش توصیفی از طریق مطالعات کتابخانه‌‌ای بوده‌ایم و مشخص شد که چه رابطه‌‌ای بین اسماء الهی و امامان (عم) وجود دارد. در ابتدا دیدگاه مفسران پیرامون آیۀ شریفه ذکر شد که عمدتاً در صدد بیان معنای ظاهری آیه بوده‌اند. در ادامه، نظریات شارحان احادیث بیان شد و پس از نقد و بررسی نظریات فوق بدین نتیجه رسیدیم که از آنجایی که به تعبیر آیات و روایات، اسماء الهی طریق عبادت خدای متعال هستند و همچنین معرفت او از طریق اسماء صورت می‌گیرد، می‌توان گفت حقیقتِ اسم در لسان کتاب و سنت، اهل‌بیت (عم) هستند که عبادت خدای متعال تنها از طریق معرفت ایشان میسر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مؤلفه‌های معنایی واژ‌ۀ «ْمُتَوَسِّمین» در قرآن کریم با رویکرد تطبیقی به مقام ولایت</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_213705.html</link>
      <description>واژ‌ۀ &amp;amp;laquo;متوسّمین&amp;amp;raquo; از واژگان قرآنی است که علی رغم استفادۀ یک‌بارۀ آن در قرآن کریم در حیطه‌های مختلف علمی بسامد پیدا کرده است. شمار قابل توجهی از روایات نیز سعی در تبیین مفهوم و مصداق آن دارند و در ادبیات حدیثی، اعتقادی و عرفانی نیز جایگاه ویژه‌‌‌ای پیدا کرده است. براین پایه پژوهش پیش رو با روش توصیفی-تحلیلی، نخست به ‌‌جست‌وجو در منابع علم لغت به بررسی مفهوم لغوی این واژه پرداخته و سعی گردیده است موضوع‌له معنای لغویِ این واژه تبیین گردد. سپس مؤلفه‌های معناییِ این واژ‌ه در مقام کاربرد واستعمال قرآنی مورد توجه وارزیابی معنایی شده است. ‌درمرحلۀ بعد، شناخت مصادیق عینیت‌یافتۀ مؤلفه‌های مذکور مد نظر قرار گرفته و در این راستا روایاتی که در تفسیر این واژه صادر شده‌اند، محطّ نظر و بررسی مصداقی قرارگرفته و بر اساس آن، به بررسی استظهاری روایات پرداخته شده تا مراد حقیقی و جدّی قرآن کریم از این واژه معلوم گردد. و در ‌مرحلۀ نهایی تأکید شده است که توسّم حاکی از خصوصیتی ممتاز برای ائمه علیهم السلام است که وابسته به مقام ولایت آن‌ها از معصومی به معصومی دیگر منتقل شده است. این دانش نوعی علم خاص به سرنوشت و ایمان و کفر افراد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقیِ دشمن‌‌شناسی در زمان امیرالمؤمنین (ع) و عیسی بن مریم (عا)</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_213707.html</link>
      <description>عملکرد پیچیدۀ یهود و تلاش آن برای استتار، موجب عدم شناسایی&amp;amp;shy;اش ورای حرکت&amp;amp;shy;ها و مخالفت&amp;amp;shy;ها با ‌انبیای الهی در طول تاریخ بوده و باعث شده است پیروان راه هدایت، دربارۀ نقش این دشمن متخاصم شناخت کافی نداشته باشند و این مهم، چالشی است که پیوسته وجود داشته. بر این اساس لازم دیدیم که با برطرف کردن نقاب از چهرۀ آن در دو برهۀ مهم، یعنی دوران عیسی بن مریم (علیهما سلام) و امیرالمؤمنین (علیه السلام)، به آشکار‌‌سازی رخسار واقعی‌اش بپردازیم. این دشمنِ سرسخت از موانع مهم در مقابل راه روشن انبیا و ‌اولیای الهی است که همواره سدّ راه حق بوده؛ لذا شناخت یهود و پی بردن به اهداف و روش‌های آن برای برنامه‌ریزی، تعیین و تدوین سیاست مقابلۀ صحیح و تأثیرگذار و واکنش‌های بجا و به‌هنگام، ضرورتی است انکارناپذیر. در نوشتار حاضر نویسنده در پی آن است که با روش توصیفی ـ تحلیلی و با مطالعۀ تطبیقی به شناخت دشمن در دورۀ زندگانی حضرت عیسی (علیه السلام) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) بپردازد. از اهمّ نتایج حاصلۀ این تحقیق آن است که راز تشبیه امام علی (علیه السلام) به حضرت عیسی (علیه السلام) در بیانات پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) روشن می‌شود و با واکاوی شیوه‌های تحرکات دشمن در مقابل آنان نقاب از چهرۀ یهود برافکنده و نقش آنان در به انحراف کشاندن جامعه از مسیر حق آشکار‌ می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انگارۀ انحصاری بودن مشورت رسول خدا (ص) با شیخین</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_213708.html</link>
      <description>دانشمندان اهل‌سنت مدعی‌اند که رسول خدا (ص) زمانی که در مسئله‌ای قصد مشورت با اصحابشان را داشتند، از ابوبکر‌‌‌ و عمر به طور ویژه و خاص نظرخواهی می‌کردند و آن دو نظرشان را می‌گفتند. از همین روی علمای عامه، همین موضوع را دلیل بر افضلیت و تقدم آن دو بر دیگر صحابه دانسته‌اند و آن دو را از دیگران برای خلافت شایسته‌‌تر می‌دانند. نوشتار حاضر، با هدف تبیین‌‌ بی‌پایه بودن ‌‌دلایل و مؤیدات اهل‌سنت بر چنین ادعای انحصاری با تکیه بر گزارش‌های مستند روایی و تاریخی انجام گرفته و در پی پاسخ به این پرسش است که: آیا ابوبکر و عمر چنین جایگاهی نزد پیامبر (ص) داشتند؟ در واقع این تحقیق با روش تاریخی ـ تحلیلی و با استفاده از اسنادی ثابت می‌کند که اولاً، این باور اهل‌سنت که پیامبر (ص) فقط با شیخین به مشورت می‌نشستند، هیچ‌گونه اصالتی ندارد؛ چراکه حضرت فراوان اهل شور و مشورت بودند و در طرح‌وارۀ مشورتی ایشان، افراد مختلف با طیف‌های گوناگون اظهار نظر می‌کردند و این موضوع به شخص خاص یا طیف ویژه‌ای اختصاص نداشت؛ ثانیاً، رسول خدا (ص) نیازی به مشورت با دیگران نداشتند و از این رهگذر چیزی عاید آن حضرت نمی‌گشت و این نیز از باب رحمت الهی برای امت بود، نه از باب احتیاج به آراء مردم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وسعت معنایی و مصداقیِ حجت الهی بودن؛ بررسی موردی حضرت ابوطالب</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_213709.html</link>
      <description>از قواعد خاصّ دین اسلام، باورمندی به حجت الهی است که بر بنیاد آن، حضور پیامبران و امامان الهی در حیات این&amp;amp;shy;جهانیِ انسان ضرورت می&amp;amp;shy;یابد. نوشتار حاضر کوشیده است دامنۀ معناییِ حجج الهی را فراتر از انبیا و امامان الهی بجوید؛ چراکه صرف وجود فرستادگان الهی و جانشینانشان، تأمین&amp;amp;shy;کنندۀ وسعت قاعدۀ &amp;amp;laquo;وَلِکُلِّ قَوْمٍ&amp;amp;rlm; هَاد&amp;amp;raquo;[1]نیست. پس می&amp;amp;shy;باید افرادی غیر از نام‌بردگان، در حیطۀ معناییِ&amp;amp;laquo;حجت الهی&amp;amp;raquo; بگنجند و خلائی که از آن با عنوان &amp;amp;laquo;دوران فترت&amp;amp;raquo; یاد می&amp;amp;shy;شود، پر کنند. جز این باشد، قاعدۀ &amp;amp;laquo;وَلِکُلِّ قَوْمٍ&amp;amp;rlm; هَاد&amp;amp;raquo; هرگز به بار نخواهد نشست. در این میان، حضرت ابوطالب برخوردار از ویژگی&amp;amp;shy;هایی است که با حقیقتِ حجت الهی کاملاً مطابقت دارد.ادله&amp;amp;shy;ای که در دو دستۀ جلی و خفی یا مطابقی و التزامی جای می&amp;amp;shy;گیرند، غایت وجودیِ این نوع از حجت&amp;amp;shy;های الهی را اثبات می‌کنند. آنچه از پژوهش حاضر به دست آمده است، اثبات حجت الهی بودنِ حضرت ابوطالب است تا این دو مسئولیت تاریخی را به انجام برساند:1. حفظ حجت&amp;amp;shy;ها و بیّنات الهی پیش از ظهور پیامبرصلی الله علیه وآله؛2. زمینه‌سازی&amp;amp;shy;های لازم برای ظهور پیامبرصلی الله علیه وآله.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
[1]. رعد: 7.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد دیدگاه ابن‌حجر عسقلانی در کتاب فتح الباری در مورد حدیث «سُدُّوا الأبوَابَ إلَّا بَابَ أبی‌بَکر»</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_213710.html</link>
      <description>از احادیث صحیح بخاری که ابن&amp;amp;lrm;حجر در کتاب فتح&amp;amp;lrm; الباری شرح می‌دهد، حدیث &amp;amp;laquo;سُدُّوا الأبوَابَ إلَّا بَابَ أبی‌بَکر&amp;amp;raquo; است. وی این حدیث را از چند طریق روایت می&amp;amp;lrm;&amp;amp;lrm;کند و معتقد است این واقعۀ تاریخی در اواخر عمر پیامبر (ص) اتفاق افتاده است. او با ذکر این روایت در صدد است به فضیلت&amp;amp;lrm;های ابو‌بکر اضافه ‌و شایستگی او را برای خلافت بیان کند؛ اما از آنجایی که این روایت با حدیث &amp;amp;laquo;سُدُّوا الأبوَابَ إلَّا بابَ عَلِی&amp;amp;raquo; معارضه دارد،&amp;amp;nbsp; راهکارهایی را برای جمع هر دو روایت پیشنهاد می&amp;amp;lrm;کند که قابل بررسی و نقد است؛ از جمله این‌که روایت باب علی (ع) بعد از هجرت اتفاق افتاده و حقیقی است، و روایت باب أبی‌بکر در اواخر عمر پیامبر (ص) واقع شده و مجازی است. او با بیان حدیث مذکور، یکی از واقعیت‌های تاریخیِ منحصر در امیرالمؤمنین (ع) را به ابوبکر نسبت می‌دهد که با بررسی آیات و روایات در این زمینه، به نادرست بودن آن پی می‌بریم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی شاخصه‌های امامت با وجود مبارک حضرت زهرا (س)</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_213711.html</link>
      <description>در متون دینی، مناقب و فضایل بی&amp;amp;shy;شماری برای حضرت زهرا (س) ذکر شده است که برخی از این فضایل همان صفاتی هستند که برای تصدّی منصب امامت لازمند و امام باید آن صفات را دارا باشد. سه صفتِ &amp;amp;laquo;علم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عصمت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;افضلیت&amp;amp;raquo; که خداوند متعال آن را به اولیا و اوصیای خود عطا می&amp;amp;shy;کند، از شروط معتبر امامت است که برای حضرت زهرا (س) اثبات می&amp;amp;shy;شود. همچنین &amp;amp;laquo;اصطفای الهی&amp;amp;raquo; که مقدمۀ اعطای منصب و گزینش الهی است و از مهم&amp;amp;shy;ترین کمالات و مقامات به شمار می&amp;amp;shy;رود، برای ایشان به اثبات می‌رسد. زدودن ابهامات در رابطه با برخی مقامات حضرت زهرا (س) و دفع توهّم نقصان معنوی ایشان به جهت عدم اطلاق امام بر حضرت زهرا (س)، با توجه به جایگاه معنوی ایشان در نظام اعتقادی، می&amp;amp;shy;تواند ضرورت این پژوهش را به خوبی تبیین کند. در مقالة حاضر با روشِ نقلی ـ وحیانی و با رویکردِ توصیفی ـ تحلیلی، ضمن تبیین شاخصه‌های امامت، به بررسی‌ آن‌ها در بین ویژگی‌های حضرت زهرا &amp;amp;divide; پرداخته می&amp;amp;shy;شود که تنها نصب الهی برای نصب امامت را در ایشان نمی&amp;amp;shy;توان یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش‌ «بنوعامر بن لؤی» در شکل‌گیری و تثبیت جانشینیِ خلفای نخستین با تکیه بر متون کهن فریقین</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_213712.html</link>
      <description>پس از رحلت رسول خدا (ص) نخستین الگوی انتخاب خلیفه بدون تکیه بر نصّ الهی پدیدار شد. دست&amp;amp;shy;اندرکاران این نظریه با مشکلات و مخالفت&amp;amp;shy;های فراوانی روبه‌رو بودند و برای تثبیت آن، نیازمند قدرت اقتصادی، نظامی، سیاسی و فرهنگیِ قریش بودند که یکی از بطون آن، &amp;amp;laquo;بنوعامر بن لؤی&amp;amp;raquo; است. نوشتار پیش رو، با تکیه بر منابع کهنِ تاریخی و حدیثیِ شیعه و اهل&amp;amp;shy;سنت و با بهره&amp;amp;shy;گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی، به دنبال تبیین ابعاد تأثیرگذاری این بطن قریش در شکل&amp;amp;shy;گیری و تثبیت جانشینی خلفای نخستین است. نتایج پژوهش نشان می&amp;amp;shy;دهد این بطن به سبب شرایط زندگی در بیابان&amp;amp;shy;ها، از روحیۀ جنگاوری و توان نظامیِ بالایی برخوردار بودند. جمعیت زیاد، پیوندهای نَسَبی با قبایل تیم، عدی و بنی‌امیه، زمینۀ مناسبی برای نقش‌آفرینی نظامی و سیاسیِ آنان فراهم آورد. وضعیت اقتصادی، علمی و فرهنگی آنان نیز به گونه&amp;amp;shy;ای نبود که در این ابعاد ایفای نقش داشته باشند. آنان عمدتاً سربازان و فرماندهان نظامیِ قدرتمندی بودند که به &amp;amp;shy;طور غیرمستقیم، در بعد اقتصادی به حاکمیت خلفای نخستین ایفای نقش می&amp;amp;shy;کردند. هرچند کشته شدن بسیاری از بنوعامر در سال هجدهم هجری از حضور پررنگ آنان در دوران عثمان بن عفان و معاویه کاست، اما حضور شخصیت‌های قدرتمند نظامی در این دوران، این خلأ را پر کرد و حضور سیاسیِ آنان دوباره احیا شد؛ اما این بار آنان در مقابل جریان حاکم قرار گرفتند و در ابعاد سیاسی و نظامی، کمک فراوانی به معاویه کردند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>علم امام به لغات</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_213713.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;امامت&amp;amp;raquo; از اصول مذهب امامیه است و مباحث آن از حیث اثبات کبریات و تبیین صغریات، به امامت عامه و خاصه تقسیم می‌شود. یکی از بحث‌های مهم در امامت عامه، بحث از بایستگی‌های امام از جمله صفت &amp;amp;laquo;علم&amp;amp;raquo; است. این صفت از جهت ارتباط با عصمت امام و دخالت در شناخت امامِ حق از مدعیان دروغین، جایگاه ویژه‌‌‌ای دارد و گسترۀ آن در بین مذاهب کلامی و حتی بین بزرگان مذهب امامیه از حیث شرطیتِ بعضی از مراتب آن، مانند علم به لغات و حِرَف و صنایع، در امامت، مورد اختلاف واقع شده است. در این نوشتار‌ با روش توصیفی ـ تحلیلی و استفاده از ادلۀ عقلی، مانند لطف‌ و اولویت و حکمت الهی و دلایل نقلی از آیات، مانند آیۀ تطهیر و روایات متعدد، تحت عناوین گوناگون که در بعضی از آن‌ها علت علم به لغات، امام و حجت خدا بودن بیان شده، لزوم علم به لغات برای امام از جهت امامت و حجت الهی بودن به اثبات رسیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و نقد سندیِ ستایش‌های امیرالمؤمنین (ع) از خلفا در کتاب «المختصر من کتاب الموافقة بین اهل البیت و الصحابة» از زمخشری</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_213714.html</link>
      <description>از دیرباز تا کنون، اهل‌سنت و به‌ویژه وهابیت، به دنبال ترویج تفکر مصادرۀ اهل‌بیت (عم) به نفع خویش هستند. آن‌ها به روایاتی استناد می‌کنند که اهل‌بیت (عم)، خلفا را ستایش کرده‌اند. رویکرد نوشتار حاضر این است که آیا ادعای وهابیتِ تکفیری، مبنی بر وجود ستایش‌های امیرالمؤمنین (ع) از خلفا، صحیح است یا خیر؟ از جمله تحریف‌های انجام‌شده از سوی وهابیت این است که ستایش‌های جعلیِ امیرالمؤمنین (ع) از خلفا را، پیروی آن حضرت از خلفا و دوست داشتن آنان قلمداد کرده‌اند. کتاب المختصر من کتاب الموافقة بین اهل ‌البیت و الصحابة، از قدیم‌ترین منابع مورد استناد وهابیت و سلفیه در این باره است. در این پژوهش تلاش شده است برخی از روایات این کتاب، به لحاظ سندی و رجالی و بر اساس منابع خود اهل‌سنت، بررسی و نقد شوند. برآیند تحقیق حاضر این است که روایات ستایش‌های امیرالمؤمنین (ع) از خلفا مخدوشند و اشکالات سندی و رجالی دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>علم امام علیه السلام به لغات</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_218911.html</link>
      <description>امامت از اصول مذهب امامیه بوده و مباحث آن از حیث اثبات کبریات و تبیین صغریات به امامت عامه و خاصه تقسیم می شوند و یکی از بحث های مهم در امامت عامه بحث از بایستگی های امام ازجمله صفت علم می باشد. این صفت از جهت ارتباط با عصمت امام و با شناخت امام حق از مدعیان دروغین، دارای جایگاه ویژه ای است. و گستره آن مورد اختلاف زیادی در بین مذاهب کلامی و حتی بین بزرگان مذهب امامیه از حیث شرطیت بعضی از مراتب آن مانند علم به لغات، در امامت، واقع شده است.در این نوشتار با روش توصیفی_ تحلیلی و استفاده از ادله عقلی، مانند لطف و اولویت و حکمت الهی و دلایل نقلی از آیات، مانند آیه تطهیر و روایات متعدد، تحت عناوین گوناگون که در بعضی از آنها علت علم به لغات، امام و حجت خدا بودن بیان شده است؛ لزوم علم به لغات برای امام از جهت امامت و حجت الهی بودن به اثبات رسیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش‌ بنوعامر بن لؤی در شکل‌گیری و تثبیت جانشینی خلفای نخستین با تکیه بر متون کهن فریقین</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_218912.html</link>
      <description>پس از رحلت رسول خدا نخستین الگوی انتخاب خلیفه بدون تکیه بر نصّ الهی پدیدار شد. دست‌اندرکاران این نظریه با مشکلات و مخالفت‌های فراوانی روبرو بودند و برای تثبیت آن، نیازمند قدرت اقتصادی، نظامی، سیاسی و فرهنگی قریش بودند که یکی از بطون آن، بنوعامر بن لؤی است. نوشتار پیش رو با تکیه بر منابع کهن تاریخی حدیثی شیعه و اهل‌سنت و با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی به دنبال تبیین ابعاد تاثیرگذاری این بطن قریش در شکل-گیری و تثبیت جانشینی خلفای نخستین است تا اینگونه تبیین مناسبی از جنبه های اثباتی و سلبی نقش آفرینی این بطن در شکل گیری و تثبیت جانشینی خلفای نخستین و شناحت بهتر وقایع تاریخی ارائه دهد. نتایج پژوهش نشان میدهد این بطن به سبب شرایط زندگی در بیابانها از روحیه جنگاوری و توان نظامی بالایی برخوردار بودند. جمعیت زیاد، پیوندهای نسبی با قبایل تیم، عدی و بنی امیه زمینه مناسبی برای نقش‌آفرینی نظامی و سیاسی آنان فراهم آورد. وضعیت اقتصادی، علمی و فرهنگی آنان نیز به گونه‌ای نبود که در این ابعاد ایفای نقش داشته باشند. آنان عمدتاً سربازان و فرماندهان نظامی قدرتمندی بودند که به‌طور غیرمستقیم، در بعد اقتصادی به حاکمیت خلفای نخستین ایفای نقش میکردند. هر چند کشته شدن بسیاری از بنوعامر در سال 18 هجری از حضور پررنگ آنان در دوران عثمان بن عفان و معاویه کاست ولی حضور شخصیت های قدرتمند نظامی در این دوران این خلأ را پر کرد و حضور سیاسی آنان دوباره احیا شد، اما این بار در ابعاد سیاسی و نظامی، کمک فراوانی به معاویه کردند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی شاخصه های امامت با وجود مبارک حضرت زهرا سلام الله علیها</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_218913.html</link>
      <description>در متون دینی، مناقب و فضایل بی‌شماری برای حضرت زهرا ذکر شده است که برخی از این فضایل همان صفاتی است که برای تصدّی منصب امامت لازم بوده و امام باید آن صفات را دارا باشد. سه صفتِ علم، عصمت و افضلیّت که خداوند متعال آن را به اولیا و اوصیای خود عطا می‌نماید، از شروط معتبر امامت بوده که برای حضرت زهرا اثبات می‌شود. همچنین اصطفاء الهی که مقدمه اعطای منصب و گزینش الهی است و از مهم‌ترین کمالات و مقامات به شمار می‌رود، برای ایشان &amp;amp;divide; به اثبات می‌رسد. زدودن ابهامات در رابطه با برخی مقامات حضرت زهراء  و دفع توهّم نقصان معنوی ایشان به جهت عدم اطلاق امام بر حضرت زهراء ، با توجه به جایگاه معنوی ایشان در نظام اعتقادی، می‌تواند ضرورت این پژوهش را به خوبی تبیین نماید. در مقالة حاضر با روشِ نقلی- وحیانی و با رویکردِ توصیفی- تحلیلی، ضمن تبیین شاخصه های امامت، به بررسی آنها در بین ویژگی‌های حضرت زهرا &amp;amp;divide; پرداخته می‌شود که تنها نصب الهی برای منصب امامت را در ایشان نمی‌توان یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد و بررسی سندی به ستایش های امیرالمومنین (علیه السلام) نسبت به خلفا در کتاب المختصر من کتاب الموافقة بین اهل البیت و الصحابة زمخشری</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_218914.html</link>
      <description>تقریب بین مذاهب در جهان اسلام امری مقدس و ضروری است؛ به‌گونه‌ای که حضرت علی(علیه‌السلام) را به‌حق می‌توان اولین پرچم‌دار تقریب در اسلام نام نهاد. با این‌وجود امروزه جریان سلفیه و وهابیت، تحریف‌های زیادی در جهان اسلام و احکام اسلامی وارد کرده‌اند از جمله مسئله تقریب نیز دستخوش این انحراف قرار گرفته است. یکی از نمونه‌های تحریف انجام‌شده توسط این جریان، اهل‌البیت (علیه‌السلام) را محب و پیرو خلفا نشان دادند. کتاب المختصر من الموافقة بین اهل‌بیت(علیه‌السلام) و الصحابه به عنوان یکی از قدیمی‌ترین منابع مورد استناد وهابیت و سلفیه است. در این پژوهش تلاش شده کتاب المختصر من الموافقة بین اهل‌البیت (علیه‌السلام) و الصحابه به لحاظ سندی و رجالی با نگاه علمی به دور از تعصب مذهبی بر اساس منابع خود اهل سنت مورد نقد و بررسی قرار بگیرد. در این تحقیق پس از بررسی در منابع اهل سنت، اکثر روایت در این‌ باره مخدوش بوده، یا راوی دروغگو بوده یا روایت مرسله یا مرفوع بود. هم‌چنین گاهی از شیعیان روایات را نقل کرده‌اند که آن‌ها نیز از جانب برخی علمای رجال سنی، تضعیف شده اند. علاوه بر این اکثر این روایات در صحیح بخاری و مسلم نیامده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد دیدگاه ابن‌حجر عسقلانی در کتاب فتح الباری در مورد حدیث «سُدُّوا الَابوُابَ إلاَّ بَابَ ابی‌بکر»</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_218915.html</link>
      <description>بیان مساله: یکی از احادیثی که ابن&amp;amp;lrm;حجر عسقلانی در کتاب &amp;amp;laquo;فتح&amp;amp;lrm;الباری&amp;amp;raquo; از صحیح بخاری نقل می‌کند، حدیث &amp;amp;laquo;سدّوا الابواب الا باب ابی‌بکر&amp;amp;raquo;است. ابن‌حجر این حدیث را از چند طریق روایت می&amp;amp;lrm;&amp;amp;lrm;کند وی میگوید: این واقعه تاربخی در اواخر عمر پیامبر اتفاق افتاده است. این مقاله به بازخوانی و نقد این حدیث &amp;amp;laquo;در فتح الباری&amp;amp;raquo; می‌پردازد. روش گردآوری این مقاله اسنادی بوده و با روش تحلیلی و نقد مطالب نگاشته شده است.یافته‌ها: ابن&amp;amp;lrm;حجر با روایت &amp;amp;laquo;سدّوا الابواب الا باب ابی‌بکر&amp;amp;raquo; در صدد این است تا به فضیلت&amp;amp;lrm;های ابی‌بکراضافه ‌و شایستگی او را برای خلافت بیان کند؛ اما از آن&amp;amp;lrm;جاییکه این روایت معارض با حدیث &amp;amp;laquo;سدّوا الابواب الا باب علی&amp;amp;raquo; است، راهکارهایی را برای جمع هردو روایت پیشنهاد می&amp;amp;lrm;کند که قابل نقد و بررسی است. از یک سو می‌گوید: دو روایت باید با هم جمع گردد به این شکل که روایت باب علی بعد از هجرت اتفاق افتاده و روایت باب ابی‌بکر در اواخر عمر پیامبر واقع شده است. نگارنده به پاسخ و نقد این مورد و موارد دیگر از دیدگاه‌های ابن&amp;amp;lrm;حجر با مباحث حدیثی و مسلمات تاریخی می‌پردازد. هدف: نگارنده در صدد نقد و بررسی حدیث &amp;amp;laquo;سدّوا الابواب الا باب ابی‌بکر&amp;amp;raquo; که در کتاب صحیح بخاری و شرح ابن&amp;amp;lrm;حجر در کتاب فتح &amp;amp;lrm;الباری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وسعت معنایی و مصداقی حجت الهی بودن؛ بررسی موردی حضرت ابوطالب</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_218916.html</link>
      <description>از قواعد خاص دین اسلام، باورمندی به حجت الهی است که بر بنیاد آن حضور پیامبران و امامان الهی در حیات این‌جهانی انسان ضرورت می‌یابد. نوشتار حاضر کوشیده است تا دامنه معنایی حجج الهی را فراتر از انبیاء و امامان الهی بجوید؛ چرا که صرف وجود فرستادگان الهی و جانشینانشان تامین‌کننده وسعت قاعده وَ لِکُلِ&amp;amp;rlm; قَوْمٍ&amp;amp;rlm; هاد( رعد / 7 ) نیست پس می‌باید افرادی غیر از نامبردگان در حیطه معنایی حجت الهی بگنجند و خلائی که از آن با عنوان دوران فترت یاد میشود، پر کنند جز این باشد قاعده وَ لِکُلِ&amp;amp;rlm; قَوْمٍ&amp;amp;rlm; هاد( رعد / 7 ) هرگز به بار نخواهد نشست. در این میان حضرت ابوطالب برخوردار از ویژیگیهایی است که با حقیقت حجت الهی کاملاً مطابقت دارد ادله‌ای که در دو دسته جلی و خفی یا مطابقی و التزامی جای می‌گیرند؛ افزون بر این، غایت وجودی این نوع از حجتهای الهی را محقق می‌کند آنچه در پایان از پژوهش حاضر به دست آمده است: اثبات حجت الهی بودن حضرت ابوطالب است تا دو مسئولیت خطیر تاریخی را به انجام رساند که عبارت است از حفظ حجت‌ها و بینات الهی پیش از ظهور پیامبر و دوم زمینه سازی های لازم برای ظهور پیامبر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد انگاره انحصاری بودن مشورت رسول خدا(صلی الله علیه واله) با شیخین</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_218917.html</link>
      <description>دانشمندان اهل سنت داعیه دار این نظرند که رسول خدا(صلی الله علیه واله) زمانی که در مسئله ای قصد مشورت با اصحاب خویش را داشت از ابوبکر وعمر به طور ویژه و خاص نظر خواهی می کرد و آنان نظر خویش را بیان می نمودند از همین روی علمای عامه، همین موضوع را دلیل بر افضیلت و تقدم آن دو بر دیگر صحابه دانسته اند و آن دو را از دیگران برای خلافت شایسته تر می دانند.نوشتار حاضر، با هدف تبیین بی پایه بودن دلائل و مویدات اهل سنت برچنین ادعای انحصاری با تکیه بر گزارش های مستند روایی و تاریخی انجام گرفته است ودر پی پاسخ بر این پرسش است که آیا ابوبکر وعمراز چنین جایگاهی نزد پیامبر(صلی الله علیه واله) برخورداربودند در واقع این تحقیق با روش تاریخی &amp;amp;ndash; تحلیلی و با استفاده از اسنادی ثابت می کند که اولا: این باوراهل سنت که پیامبر(صلی الله علیه واله) فقط با شیخین به مشورت می نشست ازهیچ گونه اصالتی برخوردار نبوده چرا که حضرت فراوان اهل شور ومشورت بود و در طرح واره مشورتی ایشان، افراد مختلف با طیف های گوناگون اظهار نظر می نمودند و این موضوع اختصاص به شخص خاص ویا طیف ویژه ای نداشت ثانیا: رسول خدا(صلی الله علیه واله) نیاز به مشورت با دیگران نداشت و از این رهگذر چیزی عاید آن حضرت نمی گشت واین نیزاز باب رحمت الهی برای اُمت بود نه از باب احتیاج به آراء مردم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی دشمن شناسی در زمان امیر مؤمنان علی علیه السلام و عیسی بن مریم علیه السلام</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_218918.html</link>
      <description>چکیدهعملکرد پیچیده یهود و تلاش او برای استتار خود موجب عدم شناسایی ا ش ورای مخالفتها با انبیاء الهی در طول تاریخ بوده و باعث شده پیروان راه هدایت شناخت کافی در مورد نقش این دشمن متخاصم نداشته باشند و این مهم چالشی است که پیوسته وجود داشته، بر این اساس لازم دیدیم که با برطرف کردن نقاب از چهرۀ وی در دو برهۀ مهم از زمان یعنی دوران عیسی بن مریم و امیر مؤمنان علی علیهما السلام به آشکار سازی رخسار واقعی او بپردازیم. این دشمن سرسخت از موانع مهم در مقابل راه روشن انبیاء و اولیاء الهی است که همواره سدّ راه حق بود ه لذا شناخت وی و پی بردن به اهد اف وروش‌ها ی او برای برنامه ریزی، تعیین وتدوین سیاست مقابلة صحیح وتأثیر گذارو واکنش های بجا وبه هنگام ضرورتی است انکار ناپذیر. در نوشتار حاضر نویسنده در پی آن است که با روش توصیفی-تحلیلی و با مطالعه تطبیقی به شناخت دشمن در دورۀ زندگانی حضرت عیسی بن مریم علی نبینا وآله وعلیه السلام وامام علی علیه السلام بپردازد. از اهم نتایج حاصلۀ این تحقیق آن است که راز تشبیه امام الموحدین امیر المؤمنین علی علیه السلام به حضرت عیسی علیه السلام را در بیانات پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله روشن شده و با واکاوی شیوه های تحرکات دشمن در مقابل آنان به این مهم اهتمام نموده و نقاب از چهرۀ شدیدترین دشمنان یعنی یهود بر افکنده نقش آنان در به انحراف کشاندن جامعه از مسیر حق آشکار می شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مؤلفه های معنایی واژه ی «ْمُتَوَسِّمین» در قرآن کریم با رویکرد تطبیقی به مقام ولایت</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_218919.html</link>
      <description>واژه ی متوسمین از واژگان قرانی است که علی رغم استفاده یک باره آن در قرآن کریم در حیطه های مختلف معارف بسامد پیدا کرده و مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است.‌ براین پایه پژوهش پیش رو با روش توصیفی‌ و تحلیلی نخست معنای لغوی و موضوع له و نیز شناخت مؤلفه های معنایی این واژه در استعمالات قرآنی و در نظام معنایی آن بر اساس آموزه های نوین معناشناختی مورد ارزیابی قرار گرفته است و در مرحله ی بعد شناخت مصادیق عینیت یافته ی مؤلفه های مذکور باتوجه به روایاتی که در تفسیر این واژه صادر شده است محطّ نظر و بررسی قرار گرفته است. مجموع روایات یاد شده را می توان به دو دسته تقسیم نمود که در دسته ی اول به روشن بینی خاص برای مومنین اشاره دارد. این معنا به همراه واژه ی فراست مورد تأکید قرار گرفته است. اما بخش گسترده تر و مهم تری از روایات است که تأکید دارد، توسم یکی از حیطه های خاص از دانش معصومین است که مربوط به مقام ولایت آنهاست. که از نسلی به نسلی در میان چهارده معصوم انتقال یافته است. براین پایه بر اساس شواهد و قرائنی که در متن روایات در تفسیر مصداق آیه: &amp;amp;laquo; إِنَّ فی&amp;amp;rlm; ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمین&amp;amp;rlm;&amp;amp;raquo; بیان شد است می توان نتیجه گرفت که روایات دسته دوم ناظر به روایات دسته اول و مخصص عمومیت آن ها است و معصومین علیهم السلام تنها مصادیق &amp;amp;laquo;مُتَوَسِّمین&amp;amp;raquo;خواهند بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فقه الحدیثی روایات " نحن والله اسماء الله الحسنی"</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_218920.html</link>
      <description>خداوند متعال در آیه 180 سوره مبارکه اعراف خود را دارای اسماء حسنی معرفی نموده و بندگان را ناگزیر از خواندن و عبادت از طریق آنها نموده است. روایاتی نیز به این نکته اشاره دارند که اهل بیت علیهم السلام خود را اسماء حسنای الهی معرفی نموده اند. در این نوشتار درصدد تبیین مفهوم روایات به روش توصیفی از طریق مطالعات کتابخانه ای بوده ایم و مشخص شد که چه رابطه ای بین اسماء الهی و امامان علیهم السلام وجود دارد. در ابتداء دیدگاه مفسران پیرامون آیه شریفه ذکر شد که عمدتاً درصدد بیان معنای ظاهری آیه بوده اند. در ادامه نظرات شارحان احادیث بیان شد و پس از نقد و بررسی نظرات فوق بدین نتیجه رسیدیم که از آن جایی که به تعبیر آیات و روایات، اسماء الهی طریق عبادت خدای متعال می باشند و همچنین معرفت او از طریق اسماء صورت می گیرد، می توان گفت حقیقت اسم در لسان کتاب و سنت. اهل بیت علیهم السلام می باشند که عبادت خدای متعال تنها از طریق معرفت ایشان میّسر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نسبت ناروای تفضیل شیخین بر خود از سوی امیرالمؤمنین</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_218921.html</link>
      <description>افضلیت و برتری امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام)بر سایر صحابه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حقیقتی است که با بررسی آیات و انبوه روایاتی که در منابع فریقین آمده است، قابل اثبات بوده و بر افراد منصف پوشیده نیست. اگر هیچ دلیل دیگری بر امامت آن حضرت نبود، همین افضلیت، جهت اثبات احقّیت آن حضرت در امامت و بطلان خلافت دیگران کافی بود. با این حال، برخی روایات پر تکرار در منابع اهل سنت، حاکی است که آن حضرت، شیخین را از خود برتر و افضل دانسته است. این نوشتار، بدنبال کشف صحت و سقم این دسته از روایات بوده و اینکه قبول چنین روایاتی ممکن است یا نه؟ این مقاله با بررسی منصفانه و روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی نشان می دهد که به دلایل گوناگون از جمله تعارض با سنت نبوی و علوی، ضعف راویان و...، این روایات فاقد اصالت بوده و هرگز قابل استناد نمی باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فهم انصار از حدیث غدیر و دلیل تشکیل سقیفه توسط آنان ـ ناظر به شبهات سلیمان الخراشی</title>
      <link>https://jep.emamat.ir/article_218922.html</link>
      <description>بر أساس باور شیعیان، رسول خدا (ص) در غدیر خم أمیرمؤمنان (ع) را به جانشنی بلا فصل خود برگزیده است؛ اما دیگر مذاهب إسلامی مدعیند که در غدیر تنها از لزوم دوست داشتن آن حضرت سخن گفته شده. آن‌ها برای اثبات این برداشت از غدیر، شبهات و سؤالاتی را به صورت گسترده مطرح کرده‌اند. از جمله این که &amp;amp;laquo;حضور انصار در سقیفه دلیل بر این است که آنان از حدیث غدیر، امامت برداشت نکرده‌اند، بنابراین در سقیفه بنی ساعده حاضر شده و حکومت را به ابوبکر واگذار کردند. شیعیان در قبال انصار رفتار دو گانه دارند، آن‌ها به دلیل انصار را به دلیل تشکیل سقیفه مرتد می‌دانند؛ اما به خاطر شرکت در جنگ جمل و صفین ستایش می‌کنند&amp;amp;raquo;. این نوشتار با هدف پاسخگویی به این شبهه، به این سؤال پاسخ خواهد داد که آیا انصار از غدیر ولایت و جانشینی فهمیده بود یا دوستی و محبت؟ همچنین به انگیزه‌های حضور انصار در سقیفه و نیز شرکت آنان در جنگ جمل و صفین خواهد پرداخت. در نگارش این مقاله که با روش توصیفی تحلیلی و با مراجعه به منابع کتابخانه‌ای اهل سنت انجام پذیرفته، به این نتیجه رسیده‌ایم که : 1. حضور گسترده انصار در جنگ جمل و صفین، لوازم و عواقب زیادی برای باورهای مخالفان شیعه دارد؛ انصار برای در امان ماندن از ظلم‌های قریش پیش دستی کردند و در سقیفه جمع شدند3. انصار همان برداشت شیعه از حدیث غدیر را داشته‌اند؛ 4. امیرمؤمنان (علیه السلام) میزان حق و باطل است و شیعیان صحابه را با همین میزان می‌سنجند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
